تبليغاتX
PASTeURIZeD
وبلاگی برای سرگرمی شما


8 / 8 / 88 میلاد امام 8ام امام رضا (ع) مبارک

میلاد امام رضا مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 15:19  توسط نیما |  موضوع: داغ کن - کلوب دات کام
قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم.

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید!

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینكه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیارید.

التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهایتازه به دوران رسیده کم نیاریم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای آنها هم باشد.

كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دخترانبیکار ندهید.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناساییم با دو قطعه عکس مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

گواهینامه رانندگیم را به یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بذارید.

+ نوشته شده در  جمعه 1 آبان1388ساعت 21:58  توسط نیما |  موضوع: مطالب طنز داغ کن - کلوب دات کام

تولد سه سالگی بلاگم مبارک

کیک تولد سه سالگی بلاگم

سه سال گذشت .... یادش به خیر اون اولاش چه شور و هیجانی داشتم چقدر دوست و رفیق داشت بلاگ ما ... حالا هم دیگه نه من مطلب زیاد می دم نه ویزیتور های بلاگ نظر می دن !!!!  خوب دیگه به هر حال این کیک تقدیم به شما بفرمایید به همتون می رسه.

+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 22:19  توسط نیما |  موضوع: داغ کن - کلوب دات کام
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.

وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفرسفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره

کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..

و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش راکه دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد..

کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد..

خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام راپرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت " از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم "

و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟

ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم !!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 17:35  توسط نیما |  موضوع: مطالب طنز داغ کن - کلوب دات کام
مرد میانسال وارد فروشگاه اتومبیل شد. Bmw آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود. وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد. قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس. سرعت به 160 کیلومتر در ساعت رسید.

مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است. مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لَختی اندیشید.. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود. به 180 رسید و سپس 200 را پشت سر گذاشت، از 220 گذشت و به 240 رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است.
ناگهان به خود آمد و گفت، "مرا چه می‌شود که در این سنّ و سال با این سرعت می‎رانم؟ باشد که بایستم تا او بیاید و بدانم چه می‌خواهد." از سرعتش کاست و سپس در کنار جادّه منتظر ایستاد تا پلیس برسد. اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقّف کرد. افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت، "ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است. امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخّصی بروم. سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم. اگر دلیلی قانع‌کننده داشته باشی که چرا به این سرعت می‌راندی، می‌گذارم بروی."

مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت، "می‌دونی، جناب سروان؛ سالها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد. تصوّر کردم داری اونو برمی‌گردونی!"
افسر خندید و گفت، "روز خوبی داشته باشید، آقا!" و برگشته سوار اتومبیلش شد و رفت.

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 12:31  توسط نیما |  موضوع: مطالب طنز داغ کن - کلوب دات کام
 
صفحه نخست
آدرس کوتاه وبلاگ NwuzH.tk
Yahoo! ID & Mail
عضویت در تراوین
عضویت در AXPrint
عضویت در Gift Iran
آرشيو
My persiangig space
خانگي سازي
اضافه به علاقه منديها
درباره وبلاگ
سلام به همه ی دوستان
من سعی کردم و می کنم بهترین مطالبو تو بلاگم بذارم به شرطی که همراهی کنید...

جست و جو در وبلاگ

آرشیو موضوعی
جک
SMS ( پیامک )
عکس های خنده دار
مطالب طنز
تراوین
فلش
معرفی وب سایت
کامپیوتر
عکس
عاشقانه
ویدیو کلیپ
بازی
کلیپ موبایل
رینگ تون موبایل
بازی موبایل
پاسخ به نظرات
نرم افزار موبایل
دانلود فیلم با لینک مستقیم
دانلود آهنگ
آخرین مطالب
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
تیر 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
تک دانلود
HOT CHiZ
دانلود راحت از رپیدشیر
Noxy
چپ دست ها
دختر و پسر ایروونی
دختران دژ کوهستانی
اینم یه جور عشقه
یکتا
تیغ سیاه
.::. Saber Music .::.
بوی گندم
Good Girlzzzzzz
دروغ می گیم مثل نقل و نبات
IIIO
میدانم که هستم!
yahoo mail
پروفایل من در کلوب
 

 RSS

POWERED BY
Blogfa.Com

EDiTED BY
NiMA

Display Pagerank

This website is worth

What is your website worth?